الملا فتح الله الكاشاني
355
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
پس نصرة ايشان ميدهد و تعظيم قدر ايشان ميفرمايد * ( وَما كانَ قَوْلَهُمْ ) * و نبود گفتار ربيون با وجود ثبات و قوت ايشان در جهاد و دين بعد از قتل نبى ايشان اگر واقع شده و از حسن و قتاده و ربيع و سدى و ابن اسحاق روايتست كه هيچ پيغمبرى نبوده كه در معركهء جهاد كشته شده باشد و اين قول موافق مذهب اماميه است و در كشاف از سعيد بن جبير نقلكرده كه گفته ( ما سمعنا ان نبيا قتل فى الجهاد ) نشنيديم كه پيغمبرى در جهاد كشته شده باشد پس معنى آنست كه نبود قول ربيون كه با پيغمبر خود بمجاهده ميرفتند يا بعد از موت او كه كارزار ميكردند * ( إِلَّا أَنْ قالُوا ) * مگر آنكه گفتند * ( رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ) * اى پروردگار ما بيامرز براى ما * ( ذُنُوبَنا ) * گناهان ما را تا شامت آن موجب مغلوبية ما نشود و اعدا بر ما ظفر نيابند * ( وَإِسْرافَنا ) * و در گذر از حد در گذشتن ما * ( فِي أَمْرِنا ) * در كار خود يعنى در گذر افراد ما را در معصية و تفريط ما را در طاعت * ( وَثَبِّتْ أَقْدامَنا ) * و اسوار گردان قدمهاى ما را در وقت مقاتله با اعداى دين بتقويت قلوب ما * ( وَانْصُرْنا ) * و يارى ده ما را * ( عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ ) * بر گروه ناگرويدگان بالقاى رعب در قلوب ايشان و يا بامداد ملائكه و غير آن ملحض كلام آنست كه ايشان با آنكه ربانيون بودند و در جهاد و دين ثابت و راسخ بودند قائل قول مذكور بودند پس شما نيز اقتدا بايشان نموده بقول ايشان مترنم شويد و در حرب اعدا ثبات قدم ورزيد و از حقتعالى نصرت و فتح طلب كنيد تا هم چنان كه ايشان منصور شدند شما نيز بر اعدا نصرت يابيد و در انوار گفته كه اضافه كردن ربيون ذنوب و اسراف را بنفس خود به جهت هضم نفس ايشان بوده و اضافه نمودن مصيبتى كه بايشان رسيده بسوء افعال خود و استغفار نمودن از آن و بعد از آن طلب تثبيت كردن در مواطن حرب و نصرت بر عدو به جهت آنست كه تا آن دعا از سر خضوع و طهارت باشد باجابت اقرب شود و اينكه الا ان قالوا كه صيغهء فعل است خبر قولهم واقع شده به جهت آن است كه اعرفست بر دلالت كردن بر جهت نسبت و دلالت است بر زمان حدوث يعنى آنا فآنا اين قول از ايشان حادث ميشد * ( فَآتاهُمُ اللَّه ) * پس بداد ايشان را خدا ببركت ايندعا و استغفار و صبر بر مقاتلت كفار * ( ثَوابَ الدُّنْيا ) * پاداش اين عالم يعنى نصرت بر دشمنان و يافتن غنايم * ( وَحُسْنَ ثَوابِ الآخِرَةِ ) * و ديگر عطا نمود ايشان را نيكويى پاداش آن عالم يعنى مغفرت و نعيم جنت و رسيدن بروضات رضوان و رضاى منان تخصيص ثواب بحسن اشعار است بمزيت مثوبت بر قدر استحقاق و ايما به آنكه نزد حقتعالى ثواب آخرت معتد به است نه پاداش دنيا * ( وَاللَّه يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) * و خدا دوست دارد نيكوكاران را يعنى